ابو سعید ابولخیر ِ صبح گاهی
پرسیدم ازو واسطه ی هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را
من چشم تو ام اگر نبینی چه عجبمن جان ِ توام
کسی نبیند جان را
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 7:32 توسط تو
|
پرسیدم ازو واسطه ی هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را
من چشم تو ام اگر نبینی چه عجب
در سینه های برجسته ات دوماهی ست که مرا می خوانند