اتاق گاز کجاست؟

اتاق گاز کجاس؟
بعد این سوال احتمالن یاد هولوکاست می افتی . شاید هم موسیقی شیندلر لیست یا حتا پیانیست پولانسکی یا یهودیای لهستان
سوال را تکرار می کنم و پیشنهاد می کنم هر که غیر من این پست را می خواند خیلی به مغزش نیاورد فشار

سوال:اتاق گاز کجاست؟

جواب : هر اتاق در هر جای جهان در هر تاریخی ، بنده شما را – یا – شما بنده را
گاز
گرفته باشید

نگویند یک وخت ، نفی هولوکاست کرده اند ؟ پاسپورتت ندهند جانا؟
به هر حال من که به جنبش آزادی بخش می هاات  وابستگی سازمانی دارم تازه شَم هایدگر از هیتلر دفاع کرد  این همه حالا من درLove Road یه دو سه هفته نازی شده باشم و تو –> هیتلر من ----- ب آژانس های خبری چه آخه ؟
اصلن برو دیوید کامرون را بیار یا تنی بلر را احضار کن یا روح تاچر را در پارلمان وفقط  ۱۰ دقیقه ب  من وخت بده تا ( هیتلر بودن شما که از مواضع ناموسیه سازمانه و بعد سی سال هم اسنادش هوتوتو) ۱۰ دقیقه ب  من وخت بده تا من از ناز از دار از نازدااریه دختره بگم
 سر سه سری قلقلک میبندم بااات
اگه که نازی نشدن !!!
ب مولا نازی می شن
ولی نکنیم این کارو جانا ! اوضاع جهان خودش عقرب در قنبره  حالا بیا و ب هم می ریزه ودیگه کاری از من و زبان من بر نمیاد که جهان رو آب ببره... جهان؟
جواب: جهان آن گوشه س یا حالا شایدم صحن مجلسس که تو در من خواب بعد از ظهری ات را ب سرانجام می رسانی ومرغای ماهی خوار خوب حس می کنن منو  در بوسه هایی غریضی و کوتاه کوتاه که بر خواب بعد از ظهرت میزنم... بوسه های عریضی ک بر لبت ...

بفرما تمام مساحت سینه ، شین من ... تمام زوایا...

 

 

بفرما چای!
بفرما کوه ِ خاکستری ِ کم رنگ ِ پشت ِ مه!
بفرما پیش بینی ِ باران
تزریق ِ عشق ِ پرفشار به خون ِ آسمان
تمام ِ هفته را
بفرما به تماشای ِ من ِ منحنی!
به ذوزنقیدگی
به شکستیدگی ، بی قهرگی
بفرما بریز هر چه می ریزی
بفرما هر چه می پاشی
بفرما بسوزان پتوی مرا
بفرما کردی سلام کن
بفرما کردی بگو عشق!
بفرما زیر میز پسوآ
لای دفتر کل،
دفتر روزنامه نام مرا ببند
بفرما روزنامه های راست
سر مقاله های چپ
نام مستعمل ام را تکذیب کند
بفرما روزنامه های راست
سرمقاله های چپ
نام مستعمل ام را تکذیب کنند
و هیچ دسته ای
و هیچ رسانه ای
انفجارم را به عهده نگیرد
بفرما تو...
تنها
هر که آمد بگو آن شعر دیگر خانه نیست
وشماره اش را بر نمی دارد
رفته ... جایی... شاید
وتضمینی نیست که باز آید
رفته و هر چه شین را که به آن شهادت می دهید
با خودش برده است
به شمال اگر می روید
او رفته است جنوب
از جنوب اگر می رسید
شاید رفته باشد شمال !

بفرما تو
بفرما یک جرعه شیر در چای
بفرما نیم ِ چشمت خون
شراب شریعت یا شروع
بفرما بیا
بفرما برو
بفرما بنشین روی صندلی شخصی من
بفرما مرا بنویس!

 

دوباره اگر برسد دستم
سَبُک زیر پهلوی  ات را می گیرم
و پیش از آنکه کف اتاق بغیژی
می نشانمت بر صندلی کافه
من _ لطف می کنم
به پاس سلطنت کلماتت در طعم چای
و استمداد نبات تا ایستگاه تبریز
می گذارم زخم ام را که زیر پیراهن ام با خودم به خانه آورده ام ،
- تماشا کنی
و اگر بگذاری روسری گلدارت را من بردارم
همین امشب
البته این شعر را
تمامش را می دهم به تو
وغم ِ نشستن تنها با چای
و تحمل خایی آن صندلی را
برای شعر خودم برمی دارم !

 

یاسر یاقوتی پور