روزهاي خنك. درختان فراوان. اين نسيم پر نوازش بر گرد لب هايت چقدر به تو مي آيد! اين گلي كه خيره در آني چقدر به تو مي آيد! پس از دريا، اين خورشيد تكه تكه شده روي آب و اين قايق كه از كناره بوستان نيمه تاريك گل سرخ مي گذرد دروغ نيست. بگذار من پارو بزنم تا اين دو ستون ارغواني نور را در دل شب آواز دهم.
ریتسوس
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:5 توسط تو
|
در سینه های برجسته ات دوماهی ست که مرا می خوانند لورکا